الشيخ البهائي العاملي
شرح زندگى 17
كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى )
و از اين نظر معاصران وى كه از دانش و بينش بسان او بهره نداشتند اين حقايق را درك ننمودند و بوى تهمتها زدند و زمانى او را ساحر و گاهى كافر خواندند ! . استاد سعيد نفيسى ميگويد : هيچ ترديدى نيست كه وى دانشمندترين مردم روزگار خود بوده و از بسيارى دانش مسائلى بر او كشف و حل شده بود كه ديگران همه از آن بىخبر بودند و استطاعت و استعداد و ادراك و فهم آن را نداشتند و البته چون وى بزبونى و بىاستعدادى هم عصران خود پى برده بود در صدد آشكار كردن آن مطالب بر نمىآمد و بدين جهت كسى آنچنانكه بايد پى بمقام او نبرده بود و سخن وى يا رفتار و گفتار او را تاويل نميتوانست كرد و اينست كه اينهمه نسبتهاى ضد و نقيض به او دادهاند . در اين ميان چيزى كه مسلم است اينست كه قطعا مشرب تصوف داشته و طبعا بعرفان و سلوك متمايل بوده است . كدام دانشمند بزرگ روشنفكر با ذوق ايرانى بوده است كه همين صفت را نداشته باشد ؟ ، تصوف ايران سرحد دانش و بينش انسانى و بالاترين پايه فكريست كه كسى بتواند به آن برسد . تصوف دو چيز ميخواهد ، يكى استعداد ذاتى و ذوق فطرى كه كسى بتواند بدان آراستگى و پيراستگى روحانى و مادى برسد ، ديگر كمال دانش و طى كردن مراحلى از علم كه براى رسيدن بدان درجه از وارستگى روحانى لازم است ، و البته رسيدن بدين مقام همه كس را ممكن نيست ولى قطعا بهائى را ممكن شده است و بهترين دليل آن ، افكار عارفانه و صوفيانهى روشنيست كه در آثار وى و مخصوصا در شعر فارسى او را در كمال وضوح هويدا است و جاى آن دارد كه بهائى را بزرگترين عارف قرن نهم و اوايل قرن دهم ايران بشماريم و در آن بحبوحهى هجوم تعليمات فقيهان قشرى ظاهربين خشكپسند و در آن گير و دار مشكل تراشى متشرعين پديد آمدن كسى چون بهائى از شگفتىهاى روزگار است و رياست كردن وى برايشان شگفتترست و به همين جهتست كه معاصرين